خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وه که رم کرده غزالت را دل از من رام خواهدرام گردد گر دلم را رام دام آرام خواهد
۲
طفل دل ما را به تنگ آوره از بس گاه وبیگهاز لب وچشم تو از ما شکر و بادام خواهد
۳
کامهایی کز لب شیرین وشکر جست خسرواز طمع خامی ز لعلت این دل ناکام خواهد
۴
از دم عیسی هر آن معجز که سر زد از دولعلتصد هزاران برتر از آن دل به یک دشنام خواهد
صفحهٔ ۱ از ۳