خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش ساقی پیشم آمد تاکه جام می دهدگفتم ار خواهی که من نوشم بگو تا وی دهد
۲
می حرام آمد ولی درکیش من گردد حلالجام می گیردچووی من هی خورم او هی دهد
۳
نائی امشب وه چه خوش از روی معنی نی زندهی بگو تا نی زندهم گوبه ساقی می دهد
۴
محو مطرب گشته ام الحق چه نیکوعارفی استمی به نی ریزد که تا بر مرده جان از نی دهد
صفحهٔ ۱ از ۲