شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۲۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل ازتو بر نگیرم تا جان ز تن برآیددست از تو بر ندارم تا عمر من سر آید
۲
بودی چو ماه اگر ماه چون توشدی زره پوشبودی چو سرواگر سروچون توسمن برآید
۳
هر چین زلف تو چین هر تار اوست تاتارباشد خطا به شیراز مشک از ختن گر آید
۴
دیشب ز طره ات گفت دل قصه درازیچشمت ولی به چشمم زو راهزن تر آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth