شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۲۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نخواهد آمد آن دلبر دگر در بر اگر آیدمرا روحی به روح وقوتی اندر جگر آید
۲
نه عمر رفته باز آید نه تیر از کمان جستهبودشق القمر یا ردشمس آن ماه اگر آید
۳
ز آب چشمه حیوان چه حاصل بی لب جانانچوشیرین نیست خسروا چه لذت از شکر آید
۴
اگر مانندروئین تن شوم در آهنین جوشنکه نوک تیز مژگانت به جانم کارگر آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth