خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای مژه خونریز توچون ناوک دل دوزاز چشم سیاه تو سیه گشته مرا روز
۲
برخیز وبیاور می وبنشین وبده جاموآتش به دلم ز آتش رخساره برافروز
۳
از روی توام خرم واز موی تودرهمموی تو محرم شده وروی تونوروز
۴
الحمد که آمد به کفم دامن وصلتممنون شدم از طالع فرخنده فیروز
صفحهٔ ۱ از ۲