خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داد آن هفته ز بس یار شرابم دو سه روزکرد چون نرگس بیمار خرابم دوسه روز
۲
باز آن ماه گراید به وثاقم دو سه شبسر بباید که زهر کار بتابم دو سه روز
۳
دور از آن ماه دوهفته که زدآتش به دلمغرقه ازگریه بسیار درآبم دوسه روز
۴
تا مگر او به عیادت گذر آرد به سرمبه که چون مردم بیمار بخوابم دو سه روز
صفحهٔ ۱ از ۲