شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۲۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل تومایل جفا است هنوزدل من بر سر وفا است هنوز
۲
ای به بالا بلا مرا دل وجانبه بلای تومبتلا است هنوز
۳
ای که پرسی خبر ز حال دلماز فراق تو در بلا است هنوز
۴
جان به راه تودادم ودل تواز من خسته نارضا است هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth