شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۲۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عقل را چندی زمن بیگانه می کردند کاشساکنم در گوشه میخانه می کردند کاش
۲
زندگی جاودان تا گیرم از سر بعد مرگکاسه فرق مرا پیمانه می کردند کاش
۳
بر فروزد هر کجا شمع عذار آن نازنیناندر آن محفل مرا پروانه می کردندکاش
۴
تا مگر بر گردنم از زلف زنجیری نهنداین پریرویان مرا دیوانه می کردندکاش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth