خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم هجران به جان من زد آتشبه مغز استخوان من زدآتش
۲
سراپا سوختم از دوری یارچرا بر نیستان من زد آتش
۳
حدیثی گفتم از هجران که ناگهبیانش بر زبان من زدآتش
۴
دهد بر باد تا خاکسترم رابه جان ناتوان من زدآتش
صفحهٔ ۱ از ۲