خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیده ام سخنی خوش که گفت باده فروشز دست دوست می ار چه به ماه روزه بنوش
۲
می حرام شود ازکف نگار حلالچنانکه نیش گر از او بود به است از نوش
۳
دهد به خلوت خود یار اگر تو را راه یببایدت که شوی کور وکر ز دیده وگوش
۴
گرت چو دف بنوازد بکش خروش از دلوگر تو را ننوازد صبور باش وخموش
صفحهٔ ۱ از ۲