شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۲۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خنجر به دست ترک تو دارد سر نزاعباید کنیم جان و دل خویش را وداع
۲
از حمره و بیاض رخت آورم فرحاز این و آن اگرچه شود حاصل اجتماع
۳
هم محو گشته پیش کلام تو صرف و نحوهم نسخ گشته از خط مشکین تو رقاع
۴
دادیم ملک دل به دو زلف و دو چشم توهر یک در او تصرفی آورده بالمشاع
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth