شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۲۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کس نگردد مبتلای درد وآزار فراقکس مبادا در جهان یا رب فراق
۲
نوح از طوفان ویعقوب از غم یوسف ندیدآنچه من می بینم اندر دهر ز آزار فراق
۳
دیده ای آتش چوافتد در نیستان چون کندهمچنان در جسم و جانم می کند نار فراق
۴
در علاج من طبیبا رنج بی حاصل مبرزآنکه مرگ آید دوای درد بیمار فراق
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth