خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب فراق تو بیرون نمی روم زخیالخیال روی توام کرده است همچو هلال
۲
به وصل تو مشتاقم آن چنان ای دوستکه تشنگان وگدایان به سیم وآب زلال
۳
مرا به عمر اگر حظ بود بود زآن خطمرا به زندگی ار حال هست از آن خال
۴
نظر در آئینه کن تا مثال خود بینیچنان مدان که تو را نیست درزمانه مثال
صفحهٔ ۱ از ۳