شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۳۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خراب کرد فراق رخ تو بنیادمروا بود که کنی از وصالت آبادم
۲
به هر لباس کنی جلوه هستمت عاشقکه دل به عشق تو درعالم ازل دادم
۳
اگر به صورت لیلی شوی چو مجنونموگر به جلوه شیرین شوی چوفرهادم
۴
وصال وهجر تودرپیش من بود یکسانبه دوستی که نه از این غمین نه ز آن شادم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth