شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۳۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کافرم خوانند چون عاشق بدان دلبر شدمکفر اگر این است دلشادم که من کافر شدم
۲
نیست غم زاهد اگر گوید که من درظلمتمکو چنان چشمی که تا بیند مه انور شدم
۳
دلبر من دل نبرد از من چو دیدم روی اوخود گرفتم دل به دست وخود برش دل بر شدم
۴
کی شود ممکن مرا پروا ز گلزار وصالمن که در هجرش بتر از طایر بی پر شدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth