شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۳۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خرم آندم که از این بزم جهان برخیزمهمه جانان شوم و از سر جان برخیزم
۲
سر به زانو همه رندان به عزا بنشینندمن چو درحلقه ایشان ز میان برخیزم
۳
خوش ندارند که من دور شوم از برشانهمه را پایم وناگاه نهان برخیزم
۴
دلبر من به درآید ز درم گر روزیپی تعظیم چو معنی ز بیان برخیزم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth