خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۳۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم این شور من ازچیست بگفت از نمکمگفتمش پیشتر آ تا نمکت را بمکم
۲
زهره ای در بر من یا قمری یا خورشیددانم این قدر که از روی تورشک فلکم
۳
ز اشک ورخ ساخته ام سیم و زیر پاک عیارامتحانی بکن ای دوست بزن بر محکم
۴
نه توگفتی دهی ار جان دهمت یک دوسه بوسدادمت جان نه سه دادی نه دو دادی نه یکم
صفحهٔ ۱ از ۲