خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۳۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زنده دور از روی آن سیمین تنممن عجب آهن دل وروئین تنم
۲
حال دل از من چه می پرسی زهجرکن به رخسارم نگاه وبین تنم
۳
از غم هجران وبار عشق دوستخسته شد جانم از آن از این تنم
۴
گشت خون از آن لب میگون دلمشدچومو زآن موی مشک آگین تنم
صفحهٔ ۱ از ۲