شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۳۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
توصاحب کرمی ما گدای کوی توایمتمام تشنه یک قطره ز آب جوی توایم
۲
نمی شود دل ما خالی ازخیال رختهمی به روز وشب از بس درآرزوی توایم
۳
ز دیده غائب واندر دلی چنان حاضرکه روبه هر طرف آریم رو به سوی توایم
۴
نشسته ای به بر ما چو جان ودل شب وروزز غفلت است که دایم به جستجوی توایم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth