شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۳۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما عاشقان مست دل از دست داده ایماز دست رفته ایم وز پا اوفتاده ایم
۲
چشم ازجهان وهرچه در اوهست بسته ایمبر روی خویشتن در دولت گشاده ایم
۳
هر جا که عاشقی است به پیشش نشسته ایمهر جا که دلبری به برش ایستاده ایم
۴
با درد وغم اگر چه دچاریم خرمیمهر چندپر ز نقش ونگاریم ساده ایم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth