خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۳۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دین ودل درعشق یار از گفتگوئی داده ایمقوت روح وقوت جان را ز بوئی داده ایم
۲
عاقلان دیوانه می خوانندما ز آنکه مادل به دست دلبر زنجیر موئی داده ایم
۳
خاک ما را آتش سودای او بر باد دادنه همی اندر هوایش آبروئی داده ایم
۴
حال دل ازما چه می جوئی که در میدان عشقدل به چوگان سر زلفش چوگوئی داده ایم
صفحهٔ ۱ از ۳