شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۳۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در تصور ما که ما بینای روی دوستیمدوست پیش ما وما درجستجوی دوستیم
۲
از پریشان حالی است این حالت ونبود شگفتو این چنین آشفته دل وآشفته موی دوستیم
۳
برمشام ما نگردد بوی گلها کارگرزآنکه دایم در زکام از عطر بوی دوستیم
۴
دوست چون خورشید رخشان است وما حربا صفترو به هر سو کونماید روبه سوی دوستیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth