شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۳۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی به یاد چشم وی برخیز و ده جام مِیَممطرب دلم دارد فغان حاجت نباشد بر نیم
۲
می خوش بود از دست وی بی وی نبخشد نشئه میمی می‌شود بر من حلال آندم که می بدهد ویم
۳
گویند اندر فصل گل نوشید باید جام مُلکو تا بهاران ساقیا برخیز ومیده در دیم
۴
بنشسته پیشم دخت تاک از شحنه و شیخم چه باکاز کس ندارم هیچ بیم ار خلقی افتند از پیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth