خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۳۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا رب آن عمر ز من رفته به من بازرسانآن گرانمایه درم را به عدن بازرسان
۲
نه دل اندربر من باشد ونه دلبر مندلبرم را به بر ودل بر من بازرسان
۳
تا که گل شد زچمن روی چمن گشت چومنصوت بلبل به گل وگل به چمن بازرسان
۴
روز وشبناله کشددل به برم چون ناقوسبت کافر دل ما را به شمن بازرسان
صفحهٔ ۱ از ۲