شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۳۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز افتاده به یاد رخ جانان دل منکه چو نی می کشد امشب همی افغان دل من
۲
دگر اندیشه ز دوزخ ننماید دل منگوید ار قصه ای از غصه هجران دل من
۳
شد چودور از لب و دندان من آن تنگ دهانتنگ چون دیده موری شده از آن دل من
۴
پیش محراب دوابروی وی آوردنمازشد ز کافر بچه ای تازه مسلمان دل من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth