خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۳۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آتشی عشق زد به خرمن منکه دل وجان بسوخت درتن من
۲
خون دل بسکه ریختم از چشملاله زاری شده است دامن من
۳
غم عالم گرفته جا گوئیدردل همچو چشم سوزن من
۴
نیست اندیشه ام ز تیر قضاشود از زلف یار جوشن من
صفحهٔ ۱ از ۳