شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۳۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من پیرم و دل مرده تو داری به جبین چینمن خون جگر خورده بود لعل تو رنگین
۲
دامان من از اشک چو چرخ است پر اختربینم ز برماه تو طالع شده پروین
۳
از لب به رخ تو است چرا خون کبوترزد مژه تو بردل من چنگل شاهین
۴
عاشق دل من زلف توگردیده پریشانمژگان به جفون تومنم خسته زوبین
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth