شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۳۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر کنی پیدا رهی ای شانه درگیسوی اواز زبان من بگو با عنبر افشان موی او
۲
سرکشی را ترک فرما رهزنی را توبه کنبا ادب شو چنگ کمتر زن همی بر روی او
۳
گه بگوشش سر به نجوی می نهی از شیطنتگه شوی هر جا که بنشسته است همزانوی او
۴
احتشام الدوله از کردارت ار گردد خبرامر فرماید که بندندت کشندت سوی او
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth