خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۳۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر به حکم قضا می شود رضا دل تویقین بدان شودآسان تمام مشکل تو
۲
دلا به عمر ندیدم تو را دمی بی غمسرشته گشته مگر آب عشق در گل تو
۳
نثار خاک رهت خواستم کنم دل وجانخجل شدم چو بدیدم که نیست قابل تو
۴
که گفته است که دل را بود ره اندر دلگر این صحیح بود چون نگشته شامل تو
صفحهٔ ۱ از ۳