شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۳۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من چیستم که دم زنم از عشق روی تومن کیستم که راه دهندم به کوی تو
۲
از هر طرف به سوی تو راه است واین عجبکز هیچ سوی کس نبرد ره به سوی تو
۳
گر غائبی ز دیده مرا حاضری به دلز آنروهمی مراست به دل گفتگوی تو
۴
غفلت نگر که روز وشب اندربر منیمن هر طرف فتاده پی جستجوی تو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth