شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۳۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسته دلم را به بند حلقه گیسوی توکرده قدم را کمان حالت ابروی تو
۲
سرورود دررکوع گر تو درآئی به باغمه ننماید طلوع پیش مه روی تو
۳
عاریه بگرفته رنگ سرخ گل از عارضتوام نموده است بوی مشک تر از بوی تو
۴
بوی گلی کارگر نیست مرا بر مشامزآنکه بود در زکام مغز من از بوی تو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth