شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا ترکی است غارتگر سنان‌مژگان کمان‌ابروکه غارت کرده دل‌ها را از آن مژگان وز آن ابرو
۲
نروید سرو در بستان دهد گر جلوه او قامتنگردد ماه نو طالع گر او سازد عیان ابرو
۳
برد دین و دل از هر سو هم از مُسلِم هم از کافرز مژگان آن سنان‌مژگان ز ابرو آن کمان‌ابرو
۴
رخ چون ارغوان دارد گر ابرو آنچنان داردیقینم شد که نیکوتر شود از ارغوان ابرو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth