شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر درد دل خسته ام دوست دوا شوبنما رخ و غارتگر دین ودل ما شو
۲
پنهان مشو از ما بنما گوشه ابرومانند مه یک شبه انگشت نما شو
۳
تاچند جفا میکنی ای شوخ دل آزارکن ترک جفا با من بی دل به صفا شو
۴
ای طره دلدار که چون پر غرابیکن همتکی بر سر ما بال هما شو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth