شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به حسن چون تو نه آید کسی نه آمده باللهنگه در آینه کن تا شوی ز حسن خودآگه
۲
کنم چگونه رخ ماه را شبیه به رویتکه کس ندیده دو زلف سیه گهی به رخ مه
۳
زمن تو یاد نیاری به سال و ماه ولیکنبه خاطری تو مرا صبح و شام درگه وبیگه
۴
به راه عشق تودر هر قدم چهی است به راهمندانم عاقبت آید چه بر سر من از این ره
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth