خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۴۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چرا تو این همه ای ماه بی وفا شده ایبه دوستان همه بی مهر یا به ما شده ای
۲
هزار درد اگر عشق کرده بار دلممرا چه غم که تو بر درد ما دوا شده ای
۳
شدیم ازهمه اهل زمانه بیگانهاز آن زمان که به ما یار و آشنا شده ای
۴
به شاهی توچه نقصان رسد اگر گویندکه یار با من بی مایه گدا شده ای
صفحهٔ ۱ از ۲