شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلبر ما را به حال ما اگر بود التفاتیمی شدی حاصل ز بندغم دل ما را نجاتی
۲
معنی این را بگویم تا بدانی هجر و وصل استاینکه می گویند می باشد مماتی وحیاتی
۳
شاه شطرنج ار بشد پیش رخت مات این عجب تربی رخش من در شط رنج و غمم چون شاه ماتی
۴
در برم خون گشته دل زآنرو عزیز آمد که دارداز دهان و لعل یار از رنگ و از تنگی صفاتی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth