خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۴۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل بیا برای تو دارم بشارتیابروی یار کرده به قتلت اشارتی
۲
گفتم که بوسه ای ز لبت نذرما نمادشنام داد لیک به شیرین عبارتی
۳
دادیم جان بهیار و خریدیم بوسه ایبی مایه کس نکرده بدین سان تجارتی
۴
من ضبط دل چگونه توانم که چشم اوداردعجب به بردن دلها مهارتی
صفحهٔ ۱ از ۲