شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تعالی الله چه دولت بر سر استیکه می در جام وساقی دلبر استی
۲
دلا با غم چهکارت دیگر استیکه بختت یار ویارت در بر استی
۳
چو دیدم چشم وابروی توگفتمبه دست ترک مستی خنجر استی
۴
دلم در بندزلفت شد گرفتارمسلمانی اسیر کافر استی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth