شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دل چنین درتاب وتب از عشق روی کیستیآشفته خاطر روز وشب ز‌آشفته موی کیستی
۲
گفتم خلیل الله وشی چون دیدم اندر آتشیمی سوزی اما سرخوشی سوزان ز خوی کیستی
۳
ای گشته از غم تلخ کام ای بر تو لذت ها حرامافتاده در رنج زکام از عطر بوی کیستی
۴
وادی به وادی کو بهکو صوفی صفت درهای و هوچون فاخته کوکوی گو در جستجوی کیستی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth