خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۴۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه اول مهربان بودی چه آخر کینه جو گشتیبسی شیرین زبان بودی چه تندوتلخ گو گشتی
۲
ز شرم عارضت خورشید تابان منکسف آمدمگر امروز با خورشید رخشان روبرو گشتی
۳
چرا ای شانه از حال دل زارم نیی آگهتو کاندر حلقه های زلف دلبر موبه مو گشتی
۴
دلا در هرزه گردی گشتی آخر شهره در عالمز بس کاندر سراغ ماهرویان کو به کو گشتی
صفحهٔ ۱ از ۲