شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بتا دیر آمدی وزودرفتیچوآتش آمدی چون دودرفتی
۲
مگر بخت من وعمر منی توکه هم دیر آمدی هم زودرفتی
۳
رود چون آب رود اشک از کنارمز چشمم تا چو آب رود رفتی
۴
مگر گل بودی ای ماه دوهفتهکه یک هفته نکرده بود رفتی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth