خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۴۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گشودی زلف مشک افشان جهان رامشکبو کردینمودی چهر مهر آسا خجل مه را ازاوکردی
۲
ندانم کاروان مشک تاتاری رسید از رهویا چنگی به چین گیسوان مشکبوکردی
۳
ز کشمر سرو را آوردی او را اسم قد هشتیزنخشب ماه را دزدیدی اونام رو کردی
۴
دلم را چاکها با خنجر ابرو زدی اولدر آخر آمدی با سوزن مژگان رفو کردی
صفحهٔ ۱ از ۲