خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۴۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلا منال گراز یار خویشتن دوریکه اختیار به دست تونیست مجبوری
۲
ندیده چشم کسی ای نگار روی تو راچه شد که درهمه عالم به حسن مشهوری
۳
مدام سوره واللیل ونور می خوانمبه چهر وطره چوواللیل و سوره نوری
۴
اگر چه آب دهان تو بهتر است از شهدچه سود کز مژه مانند نیش زنبوری
صفحهٔ ۱ از ۳