خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۴۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه مایلی به چه رنجش که یار ما باشیچرا به زخم دل ماهمی نمک پاشی
۲
به دهر چون تونشددلبری بهعیاریبه شهر چونتوندیدم بتی به قلاشی
۳
شبان هجر مرا کرده ای به غم همدمتوخود نشسته به می خوردنی وعیاشی
۴
زچشم مست تو می خوردن توفاش بودتو را گمان همه خلقند غافل وناشی
صفحهٔ ۱ از ۲