شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دین ودل برده ازکفم صنمیکه به بزمش رهم نداده دمی
۲
گفتمش هیچ نیست در تو وفاگشت خندان وگفت هست کمی
۳
گفتم از دوریت هلاکم گفتاز هلاک توباشدم چه غمی
۴
گفتم از رهروان عشق توامگفت چه باشدت به هر قدمی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth