شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۴۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن مه فکنده از زلف بررخ حجاب نیمییا قرص آفتاب است زیر سحاب نیمی
۲
یا رفته درخسوف است یا مانده درکسوف استنیمی ز ماهتابان وز آفتاب نیمی
۳
دل دور از جمالش وز وعده وصالشنیمی شده است آباد مانده خراب نیمی
۴
ز ابرو وطره جانان بگرفت از تنم جاننیمی به ضرب شمشیر زیر طناب نیمی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth