خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۵۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو آتشین رخ اگر سر به زیر آب کنیدر آب ماهیَکان را همه کباب کنی
۲
دلم چو چشم تو از دست چشم توست خرابکه گفت خانه خود را چنین خراب کنی؟
۳
نقاب چهرهٔ دل گشته غم به هر صورتز رخ نقاب کنی یا به رخ نقاب کنی
۴
نخورده باده دو چشمت بود چنین بدمستنعوذ بالله اگر مستش از شراب کنی
صفحهٔ ۱ از ۲