خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۵۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بت پرستی می کنم جا در کلیسا گر کنیکعبه خواهد شد کلیسا منزل آنجا گر کنی
۲
از رخ زیبا ید بیضای موسی باشدتنی عجب از لب هم اعجاز مسیحا گر کنی
۳
زاهد از روز قیامت کی دیگر گوید سخناز قد وقامت قیامت را تو بر پا گر کنی
۴
غارت دل میکنی ناخورده می از چهر خویشچون کنی رخساره را گلگون ز صهبا گر کنی
صفحهٔ ۱ از ۲