خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۵۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سزد کز حسن در عالم کنی دعوی به یکتائیکه از آدم نیامد چون توفرزندی به زیبائی
۲
دهانت عارفان را شد دلیل نیستی اماز هستی دم زندگاه سخن تا خود چه فرمائی
۳
روا باشد که عطاران همه بندند دکان رابه آرایش اگر تاب وگره از زلف بگشائی
۴
پریشان حال جمعی منتظر بنشسته در راهتبیا از پرده بیرون کن تماشای تماشائی
صفحهٔ ۱ از ۲