خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۴
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سیه زلف نگار از بس پریشان بینمتهمچو خود سرگشته بر رخسار جانان بینمت
۲
با وفائی چون ز مرگ من ترا هست آگهیز آن سیه پوشیده ای زآنرو پریشان بینمت
۳
روی گندم گون یار من بود باغ بهشتراه آدم تا زنی مانند شیطان بینمت
۴
آتشین روی نگارم هست نمرود از جفااندر آذر چون خلیل الله از آن بینمت
صفحهٔ ۱ از ۱۰